پرشین ورق

خط ویژه

دولت از گرانی قیمت ورق فولادی چه سودی می برد؟

Print Friendly, PDF & Email

ورق فولادی به عنوان یک کالای استراتژیک، مواد اولیه بسیاری از صنایع مادر است. درنتیجه گرانی قیمت ورق فولادی می‌تواند بسیاری از محصولات نهایی که به دست مردم می‌رسد را تحت الشعاع قرار دهد.

قیمت ورق فولادی را از فروردین ماه تا میانه دی ماه ۹۹

به گزارش نماپوشش پرشین ، نمودار زیر، قیمت ورق فولادی را از فروردین ماه تا میانه دی ماه ۹۹ نمایش می‌دهد. رنگ آبی قیمت ورق گرم در حوزه CIS، خاکستری نشان دهنده نرخ بازار ورق و رنگ نارنجی نمایانگر نرخ بورس کالا با احتساب مالیات بر ارزش افزوده است.

 

سود کلان گران بودن ورق فولادی
همان‌طور که می‌بینید، قیمت ورق فولادی هم در پی قیمت فولاد در جهان رو به افزایش است و همچنان روندی صعودی در پی دارد. نرخ بورس کالا هم با رفتاری مشابه نمودار جهانی رو به حرکت است و پس از اعمال شیوه‌نامه تنظیم بازار، پایین‌تر از نمودار جهانی قرار گرفته است.

اما آن چه که در مقایسه قیمت‌ها با یکدیگر بسیار قابل توجه است، قیمت بالای نرخ ورق فولادی در بازار است. منحنی قیمت بازار از ابتدای سال تا میانه دی ماه، به طور کل بالاتر از نمودار جهانی قرار دارد. در برهه‌ای از زمان که شیوه نامه شروع به کار کرد، روی نمودار جهانی مماس شد، اما خیلی زود دوباره روندی صعودی در پی گرفت و جایگاهی بالاتر از نمودار جهانی پیدا کرد.

نمودار زیر اختلاف قیمت بازار و نرخ جهانی ورق گرم، میلگرد و تیرآهن را نشان می‌دهد. دیده می‌شود که در طول فروردین تا اواسط دی ماه، قیمت بازار ورق در ایران از قیمت جهانی آن به طور کل بالاتر بوده است. اما قیمت بازار میلگرد و تیرآهن از قیمت جهانی آن بسیار پایین‌تر بوده و می‌بینیم که منحنی اختلاف این دو مقدار، در بازه منفی قرار گرفته است.

قیمت جهانی ورق فولادی

 

سوال اینجاست که آیا قیمتی فراتر از قیمت جهانی، روی یک کالای تولید داخل که از تسهیلات ویژه دولتی برای تولید آن استفاده می‌شود، منصفانه است؟

ورق فولادی به دلیل اهمیت فراوانی که دارد، در بورس کالا و با نظارت وزارت صمت توزیع می‌شود

ورق فولادی به دلیل اهمیت فراوانی که دارد، در بورس کالا و با نظارت وزارت صمت توزیع می‌شود و بر اساس نیاز تولیدکنندگان به آنان تعلق می‌گیرد. همین فروش انحصاری ورق می‌تواند دو جنبه داشته باشد. یکی مثبت که ورق با قیمتی متعادل و به دور از دلالی بازار، به دست تولیدکنندگان اصلی برسد و از آنان حمایت شود. دیگری نیز جنبه منفی آن است، به این صورت که ممکن است این فروش انحصاری باعث رانت‌خواری و دلالی یک عده محدود شود.

از آن جایی که وزارت صمت مشخص می‌کند که چه کسانی و به چه مقدار می‌توانند از بورس کالا ورق خریداری کنند، نوک پیکان انتقادات رو به دولت بر می‌گردد. نکته اینجاست که اگر دولت به عنوان یک نهاد ناظر بر فروش ورق فولادی فعالیت می‌کند و خود سودی از این فروش انحصاری نمی‌برد، چرا قیمت ورق فولادی مثل دیگر مقاطع کنترل نمی‌شود و این طور متهورانه در حال صعود است؟
چرا وزارت صمت قیمت میلگرد را کنترل می‌کند ولی ورق را نه؟

این روزها پرچم افتخار وزارت صمت، کنترل قیمت تیرآهن و میلگرد است. کالاهایی که از ابتدا هم قیمت پایینی داشتند و با قیمتی بسیار کمتر از نرخ جهانی به فروش می‌رسیدند.

اما ورق فولادی که یک کالای اساسی محسوب می‌شود، از ابتدای سال قیمتی بالاتر از نرخ جهانی داشته اما توجهی به آن نشده و وزارت صمت آن را به حال خود رها کرده است که با سرکشی هرچه تمام‌تر بالا برود و حتی قیمت‌های جهانی را نیز پشت سر بگذارد!

فروش با قیمت جهانی، تولید با تسهیلات دولتی!

نیروی کار متخصص، انرژی و مواد اولیه که از سرمایه‌های ملی هستند، بسیار ارزان در اختیار تولیدکنندگان فولاد قرار می‌گیرد و با شعار حفظ منافع ملی به سود اشخاصی انگشت‌شمار می‌رود. در نهایت، کالاهای نهایی با قیمتی جهانی به فروش می‌رسد و تنها کسانی که در این زنجیره سود نقشی ندارند، مردم هستند.

باید دید در این میان، دولت سمت و سوی کدامین را می‌گیرد. مردم یا فولادسازان؟ هرچند با توجه به قیمت صعودی ورق فولادی و بی توجهی وزرات صمت به آن، مشخص است که دولت کدام طرف را برگزیده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *